شنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۲

خُب فکر کنم اين آخرين نوشته ي من در ملکوت باشه.. خداحافظي که نه؛ زندگي همچنان ادامه دارد! اصولاً دات کامي شدن و ام.تي. کار کردن يه پله بالاتر از free host هاي معموله.. و قراره اين رو هم تجربه کنم!
تاريخ تولدِ ملکوت 23 دي ماهِ 1380 (13 Jan. 2002) هست که سعي مي کنم هر سال جشن بگيرم. بالاخره شروع وبلاگ نويسي من بوده.. (البته تولدِ ملکوت قبل از اين تاريخ بود، اما در اين روز اولين پستِ من پابليش شد!)
اين چند وقته ملکوت و EDNA بخشي از زندگي م بوده.. حتا جالب ××× بود که زنگ زده بود خونه ي ما و مي گفت "منزل آقاي ملکوت؟" (مرسي از همه ي دوستاي بلاگر عزيزم) ..خيلي ها منو فقط به اسم اين وبلاگ مي شناسن و خيلي ها هم که منو نمي شناسن، اين وبلاگ رُ مي خونن.. من هم خيلي دوست ش دارم. تک تکِ نوشته هاش رُ حفظ هستم.. امسال، کادوي تولدِ ملکوت از طرفِ قلم موي عزيز، نوشته هاي پرينت شده ي يکساله ي ملکوت بود که حدوداً 400 صفحه ي بزرگ شده بود.. (عزيزترين هديه اي که گرفتم!) و کلي خاطره ي خوب ديگه؛ که قراره همه ي اينا رُ در Mehdi-he ادامه بدم..

راستش يه جورايي، زندگي م با وب درگير شده؛ حتا امسال لحظه ي سالِ تحويل (از شب تا شهر فرداش) يا اون ساعتِ تولدم و غيره، همه ش آنلاين بودم! خوب يا بدش به کنار، کلي از خاطره هاي منو شامل ميشه و اين وبلاگ، تنها جايي بود که منو به رسميت شناخت! بهش حس خوبي دارم، انگار خونه ي خودمه، مالِ خودمه..

کمتر از 2 ماهِ ديگه مونده به دومين سالروز تولدِ ملکوت.
فقط مي خوام اين جا بگم مرسي خداي مهربون.. مرسي واسه اين يک سال، مرسي واسه همه ي اتفاق ها، مرسي واسه کنکور، مرسي واسه همه ي خنده ها، مرسي واسه ي اون اتفاق هاي خنده دار (و حتا بد!) مرسي واسه کلي اتفاق خوب، مرسي به خاطر همه ي دوستاي خوبي که بهم دادي؛ مرسي واسه همه ي اونايي که واردِ قصه ي زندگي ما شدن و يه روزي هم رفتن..
اميدوارم همه مون به جاهاي خوب خوب برسيم. انقدر پيشرفت کنيم که بتونيم خودمون رُ «انسان» بدونيم و هيچ وقت محبت و خوبي هاي ديگرون رُ از ياد نبريم.. واسه همه بهترين ها رُ آرزو مي کنم..
مهدي. اچ. يي. :)
امشب از اون شبا ست که نميشه بي قرار نباشم.. تنها چيزي که مي تونه آروم م کنه همون نوارِ قديميه پل موريه ست.. چند بار کليپ ش رُ ديدم (و فکر کنم clipش رُ رو CD داشته باشم؟!) اما هميشه عاشق موزيک ش بودم.. (بدونِ شعر) ..فقط همين الآن 3 تا از اين کاست رُ تو کشو م دارم (4/5 تا اجرا از اين آهنگ تو کاست ش هست) و البته cdهاش

Godfather I


! ..آهنگِ پدرخوانده، اجرا با پيانو و فلوت ريکوردر؛ يکي از آهنگ هاي محشر پُل موريه.. متن ش رُ واسه تون مي نويسم:

Speak Softly Love / Godfather I
by; Eric Clapton
Music: Paul Mouriat

speak softly love and hold me warm against ur heart
I feel ur words the tender trembling moments start
we're in a world - our very own
sharing a love that only few have ever known

wine colored days warmed by the sun
deep velvet night - when we r one

speak softle love so no one hears us but the sky
the vows of love we make will live until we die
my life is yours - and all Bcuz
...u came into my world with love, so softly love



پ.ن. همين الآن فهميدم که ميدترم شنبه داريم!! :)
دريای شور انگيز چشمانت چه زيباست
آنجا که بايد دل به دريا زد همين جاست..
گشتم نبود، نگرد نيست!
امروز داشتم دنبالِ يه آهنگِ مي گشتم که آخر هم پيدا ش نکردم! (شانسي اينو ديدم؛ جالبه! kiss) ..يه آهنگي هست که مالِ اون خواننده ترکه (فکر کنم ابراهيم) هست، بعد چند سالِ پيش هم يکي از خواننده هاي ايراني (فکر کنم شيلا، شکيلا؟) اون رُ به فارسي خوند.. تنها تو هستي يارم، بيااااا.. يکي نه دو تا، بوس بوس! حالا يه کشف جالب کردم، اين آهنگ رُ يه خارجي هم خونده، اسم ش holy يه چيزي بود و اسم آهنگ هم kiss kiss.. من که از lyricش هيچي نفهميدم، شايد انگليسي فرانسه بود. حالا اگه کسي متنِ آهنگ ش رُ پيدا کرد خبر بده ؛)

ديدي چي شد؟ ظهر کلاس متون يادم رفت برم! اين چند روز همه ش تو خونه بودم.. (2 روز ديگه هم همين جوريه احتمالاً) ..امروز بعد از 6 روز صورت م رُ اصلاح کردم. شده بودم مثلِ آدماي عصر حجر !! البته خُب، اصولاً همه مي دونن: کسي که ريش ميزاره يا موهاش رُ بلند مي کنه و اين چيزا، فقط به خاطر اون مشکلِ خود کوچک بيني ش ـه ! که با اين چيزا رفع ميشه معمولاً.. بگذريم!
اين چند روز همه ش پاي کامپيوتر بودم! اگه بشه امشب مي خوام يه کم درس بخونم.. بالاخره اولين ميدترم هست و از اينا! فعلاً که تو اين درسه 4 دهم کم دارم! (از کوييز اولي) البته خُب مسلمه که 19.6 نميشم، اما دوست هم ندارم خيلي خراب بشه نمره ها..

هفته گذشته ماكروسافت پس از چند ماه بالاخره كد Active Screen رو بصورت Public Domain قرار داد. اين كد كه براي ماكروسافت بسيار جنجالي و دردسر ساز بود با توافق تيم برنامه نويسي ويندوز در اختيار عموم قرار گرفت.

به گزارش بخش خبر سايت اخبار فن آوري اطلاعات ايران، Active Screen قابليتي است كه بصورت بالقوه در Kernel سيستم ويندوزهاي 98 به بالاتر قرار داده شده ولي تاكنون هيچگاه بصورت عمومي مورد استفاده قرار نگرفته بود.

اين تكنولوژي بر اين اصل استوار است كه در مانيتورهاي CRT (مانيتورهاي غير LCD، يعني همين مانيتورهاي معمولي روميزي خودمان) نور محيط بر روي سلولهاي فسفرسانس مانيتور كه در حالت عادي به كمك اشعه كاتدي روشن ميشوند تاثير گذاشته و باعث بوجود آمدن جريان معكوسي در پين هاي RGB مانيتور ميشود كه با فراخواني بافر RGB در كارت گرافيكي و قدري تقويت نوري ميتوان تصوير مقابل مانيتور را دريافت نمود.

مايكروسافت مدعي است كه اين كد كه درون هسته ويندوز قرار گرفته است هيچگاه جهت مقاصد جاسوسي استفاده نشده است و تنها دارنده كامپيوتر ميتوان از اين كد استفاده نمايد.
هيچگونه تغييري در سيستم و استفاده از هيچ نرم افزار اضافي براي استفاده از اين قابليت مورد نياز نيست. (IT Iran)
چند روز پيش از «بلاگستان، شهر شيشه اي» ايميل داده بودن (تبليغ) که کتاب واردِ بازار شد! من اواخر مرداد بود که اينو خريدم، واسه همين پرسيدم اين همون کتابه يا يه چيز ديگه ست؟! که جواب دادن؛
na dige hamune
un moghe faghat 7 jeld umade bud birun ke yekisho to kharide budi pas ..
!!!!kheili khosh shansi

جالبه، نه؟ :)))

ديروز حالم اصلاً خوب نبود، همه ش قرص و غيره.. اما الآن بهترم. واي! هيچي واسه ميدترم نخوندم!! اصلاً حس درس نيست.. تازه کلي کار هم ريخته رو سرم که بايد انجام بدم.. ديروز پيچ شوفاژ اتاق م رُ باز کردم، بعد شد فواره! همه ي کتاب ها و لوازم م رُ خيس کرد.. الآن هم اتاق م خيلي خيلي به هم ريخته ست، هر چيزي يه گوشه پهن شده.. مبل و فرش و صندلي و کتاب ها و غيره..

اولين باري نيست که از اين حرفا مي شنوم، اما هميشه اين جوري بوده و خواهد بود که هر کاري دلم خواستم انجام ميدم، از هيچ کس هم دستور نمي گيرم و اجازه نمي دم کسي تو کار من دخالت کنه.. دو نوع احمق وجود دارد: آنان که به خاطر يک تهديد، از انجام کاري دست مي کشند، و آنا که گمان مي کنند مي توانند به کاري دست بزنند، چون تهديدگرانه است..

پنجشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۲

همه ي اسم هاي دختر
همه ي اسم هاي پسرا
و البته اگه مي خواين معني اسم خودتون رُ بدونين؛ اسم تون رُ اين جا وارد کنين (به الفباي انگليسي) و submit رُ بزنين..
پ.ن. جالب که بين vida و veeda تفاوت گذاشته مثلاً !
اين هم واسه شيرازي ها:
* عيب يابي سخت افزاري کامپيوتر - رايگان!
* سرويس و رفع مشکلاتِ سطحي کامپيوتر - رايگان!
* سرويس و رفع مشکل سطحي لوازم و قطعاتِ جانبي کامپيوتر - رايگان!
* عيب يابي نرم افزاري کامپيوتر - رايگان!
* رفعِ مشکلاتِ نرم افزاري کامپيوتر - رايگان!
* نصب ويندوز - رايگان!!
* اشتراکِ اينترنت (محدود) - رايگان!!!
// از سري خدماتِ مجاني شرکت آسان رسان :)

شما مي تونين همه ي روزهاي هفته، به جز جمعه ها! از ساعتِ 8:30 صبح تا 13 و عصرها از 16 تا 20 براي استفاده از خدماتِ رايگان به واحدِ تعميرات و مونتاژ آسان رسان مراجعه کنين..
آدرس: شيراز - ميدان معلم - ابتداي خيابان ايمانِ شمالي - طبقه ي فوقاني بانکِ سپه - ساختمانِ آسان رسان.
تلفن: 6303117

با بهترين آرزوها..
دوباره از ديشب سردرد و امروز تشديد هر چي که بود! نمي دونم اين سرماخوردگي کي قراره خوب بشه.. دوباره گلوم چرک کرده و از اين حرفا! ديگه چه قدر بايد قرص بخورم؟! به قولِ يکي از دوستان احتمالاً نفرين داکِ بزرگه !!
پ.ن. يه آهنگ کوچولو!
دن کيشوت، شواليه اي از لامانچا! به همراهِ سانچو پانزا.. ببينين! (اثري از پيکاسو)
پ.ن. خيلي موقع ها ما هم دون کيشوت هستيم، با اين تفاوت که سروانس و سانچو و حتا الاغش هم خودمون هستيم!

چهارشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۲

تا به حال اسم «قرص هاي اِکستاسي» رُ شنيدين؟ البته خُب بيشتر به اسم قرصِ عشق، سرعت يا love, speed معروفه.. و البته ecs party هايي که باز هم به اسم x party معروفه.. تو سايتِ ايران اکستاسي مي تونين در موردِ اين قرص ها بخونين..
يه چيز باحال که من نمي دونستم؛ در صورت دستگيري فرد مصرف کننده يا توزيع کننده قرصهاي اکس اين فرد به دادگاه انقلاب ارجاع مي شود و در اين موارد حکم تعزيري صادر مي شود !!

سه‌شنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۲

تعطيل !!
حدوداً يک هفته تعطيلم :) قرار شد شنبه نريم کلاس.. خوب الکي واسه خودمون خوشيم! يا بهتره بگم بقيه خوش هستن.. دبيرستان هم من اين جوري نبودم! فکر کنم بدترين دانشجوهايي هستيم که اين دانشکده تو عمرش ديده.. از راهنمايي هم رله تره.. خيلي بَچگونه شايد بهتره بگم.. بگذريم!
پ.ن. البته دوشنبه mid. داريم..
پ.پ.ن. ادامه ي قبلي؛ نظري، پيشنهادي.. واسه دومين؟!


اول يه mail که تقريباً 2 هفته پيش واسه م فرستاده شده بود اما من امروز به همه ي e.mail ها جواب دادم و ديدمش.. subjectش هست «Torks» !!

?How do you make a Tork laugh on Saturday
.Tell him a joke on Wednesday

؟Why did the Tork stare at an orange juice can for 2 hours
Because it said 'concentrate'

؟How do you keep a Tork busy forever
.Write 'Please turn over' on both sides of a piece of paper

؟Why can't Tork make ice cubes
.They always forget the recipe

؟How did the Tork try to kill the bird
.He threw it off a cliff

؟Why did 18 Tork go to a movie
Because "below 18" was not allowed !!!

؟What do you call a Tork in an institution of higher learning
.A visitor

.A Tork ordered an extra large pizza
.The clerk asked if he should cut it in 6 or 12 pieces
"Six, please. I could never eat twelve pieces."

؟Tork #1: "Have you ever read Shakespeare
؟ Tork #2: "No, who wrote it

؟What about the Tork's wife who gave birth to twins
Her husband is out looking for the other man.

؟Tork: "Excuse me sir, what time is it
MAN: "It's 3:15."
Tork: (puzzled look on his face) "You know, it's the weirdest thing, I have been asking that question all day, and each time I get a different answer."

اول از همه يه خبر جالب که مالِ 2 هفته پيش هست اما من ديروز خوندم ش؛ گفته مي‌شود، حزب مشاركت براي شهر تهران ليست كانديداهايي را معين كرده و در صورت تأييد صلاحيت، نسبت به معرفي و تبليغ آنها اقدام خواهد كرد.
به نوشته‌ «رسالت» در اين فهرست نام يدالله اسلامي، ابوالقاسم سرحدي‌زاده، محمد نعيمي‌پور، حسين زمان (خواننده پاپ)، مجيد فراهاني، محسن صفائي فراهاني، جليل سازگارنژاد، نيكي كريمي (هنرپيشه)، فريبا داودي مهاجر، زهره آقاجري، محسن سازگارا، قاسم شعله سعدي، عليرضا رجايي، ابوالفضل بازرگان، محمد قوچاني، زهرا مجردي (همسر ميردامادي)، زهرا اشراقي (همسر رضا خاتمي)، عليرضا علوي‌تبار، عيسي سحرخيز، عطريان‌فر و احمد منتظري ديده مي‌شود. (سينماي سياسي)
+ وبلاگ هاي کيان اماني و باران کوثري و پگاه آهنگراني و ترانه عليدوستي ! البته اينا رُ همه شون رُ واسه شون ساختن، اما اين يکي وبلاگِ خودشه؛ بابانوئل (البته بيشتر از يک ماه مونده هنوز!) و سايتِ رسمي اميرحسين صديق (باباي زيزيگولو!) و چند تا عکس باحال:
محسن مخملباف در اوايل جنگ (ميشه سالِ چند؟!)
محسن مخملباف در اواخر سالِ 1381
سميرا مخملباف در کودکي (خودتون سن ش رُ حدس بزنين، من بلد نيستن!)
سميرا مخملباف در 23 سالگي !!
حنا مخملباف در حالِ امضا دادن (جوان ترين کارگردانِ مطرح سينماي بين الملل)
و خانواده ي مخملباف ..

يه چند تا free host (البته به نظر من هاست واسه فايل، فقط free-host و هاست واسه داشتنِ سايت هم.. تقريباً 50Megs خوبه..
و Bloggedup با 10 mb و Lycos با 50 mb فضاي مجاني.. البته Portland هم هست ؛)

يه وبلاگ انگليسي؛ I've learned how 2 balance my life

buttonهاي 15*80.. انتخاب کنين (لينک هاي سمتِ راستِ صفحه) يا مشخصات ش رُ بدين تا براتون بسازن ..
کاستِ جديد گوگوش به اسم «کيو کيو، بنگ بنگ» يا QQ Bang Bang !
ليست آهنگ ها - خريد CD
جلد CD که خودش گفته خيلي توپ هست! (مصاحبه ش رُ بخونين)
قسمتي از اين آهنگ يا sampleش رُ بشنوين (آنلاين - آفلاين)
کنسرت ش در واشنگتن / بشنوين و عکس هاي با کلاه گيس؛ يک | دو | سه
خبر!
مصاحبه با گوگوش / روز هفتم - bbc

دوشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۲

من بارون مي خوام! همين حالا..
ديروز هوا يه کم ابري شد اما دريغ از يک قطره بارون :|
دلم مي خواد فردا کلي بارون بياد.. همه جا خيس باشه؛ شرشر از همه جا آب بچکه.. دوست دارم دوباره خيس بشم.. زير بارون پياده بيام خونه؛ صداي قطره هاي بارون رُ لمس کنم.. ابرهاي مهربون؛ من دلم بارون مي خواد !!

آفلاين ديروز ميلاد؛
A good friend is like a computer: He < ENTERS > your life < SAVES > u in his heart < FORMATS > your problems and never< DELETES > U from his memory


صبح ساعتِ 7 داشتم پيرهن م رُ مي پوشيدم که تلفن زنگ زد.. آقاي هاشمي بود (ستوانسوم هاشمي به قولِ خودش! مسئولِ کارهاي من تو حوزه ي نظام وظيفه شيراز) گفت تا قبل از 7:30 بيا پرونده ت رُ بگير.. من هم همون موقع رفتم، 7:30 رو به روي حوزه بودم، اما چون ساعتِ رسمي کار از 8 شروع ميشه يه کم معطل شدم.. (7:40 با کلي دردسر رفتم تو، همه شون داشتن واليبال بازي مي کردن!!) خلاصه تا پرونده رُ گرفتم و اساس شماره زد و آوردم ش بيرون شد، کلاس هاي صبح رُ miss کردم! ساعتِ 11 بود رفتم دانشکده (يادتونه گفتم قراره بشيم دانشکده؟ حالا شديم! فکر کنم يک هفته اي ميشه که بخش مون شده دانشکده! تبريک!!)
..ظهر هم اومدم خونه خوابيدم! و => کلاس عصر miss شد! يه شو (clip) هست britney spears با madonna خونده؛ آهنگِ me against the music (يا يه همچين چيزي؟) ..جالب بود، همين!

يه چند تا لينک که خودم هنوز نرفتم!
فروش آنلاين بهشت
عوض کردنِ IP شما با يک مُرده
ربناي شجريان
تجهيزات جديد فلسطينيان (قلاب سنگِ دوربين دار!)
مصاحبه ي چاپ نشده ي گاردين با چارلي چاپلين
سفارش کتاب دانشجويي
بوسيدن در معابر عمومي مسکو ممنوع شد
تجاوز هواپيماهاي امريکايي به حريم هوايي ايران / دوشنبه
مسابقه ي وبلاگ نويسي قرآني!
قدرداني از سازنده ي Alt + Ctrl + Del

من همچنان دنبالِ يه دامين (دومين؟) هستم..
malakoot.com رُ يه نفر گرفته و يا بايد صبر کنم تا Fri Jul 30 2004 15:38:40 (چه دقيق! ساعت ش هم معلومه!) که Expires ميشه من بگيرمش (هر کي زودتر!) يا يه چيز ديگه انتخاب کنم.. من نمي دونم اين آقاهه (از جده) چرا اومده اين اسم رُ انتخاب کرده.. مسخره! همه ي technical support و billinig و admin. و غيره، همه ش هم کارِ خودشه!

Registration Service Provided By: 4th Generation
Contact: eyad@4thg.com
Visit: www.4thg.com
Eyad Kamel
+966.26710000
FAX: +966.26607215
DallahTower
PO Box 430
Jeddah, 21411
SA

اين يکي دو روزه هرچي به ذهن م رسيده چک کردم اما به نتيجه نرسيدم؛
اگه پيشنهادي دارين بگين plz ! منتظرم..!!

یکشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۲

اول از همه يه لينکِ توپ !
اذيت کردنِ پنگوئن ! چند بار رو پنگوئن کليک کنين تا کفري بشه، بعد هم با poke again حالت هاي مختلف ش رُ ببينين (3 جور واکنش نشون ميده!)
در همين ضمينه؛ Kill The Monkey به 4 روش !

امروز رفتم نمايشگاهِ کتاب هاي خارجي با دلار 220 تومن! هر چند از اول ش هم خوشم نيومد.. اولاً که تو همه ي تبليغ ها نوشته ن دلار 220 تومن اما تو خودِ نمايشگاه نوشته دلار 250 تومان! دوماً اصلاً قيمتي که روش نوشته نيست..
يه کتاب مامان خريده بود که با حساب قيمتِ پشتِ جلد حدود 3000 تومن در ميومد اما قيمت ش حدود 5000 تومن بوده.. چرا؟ آخه اون قيمتِ پشتِ جلد به دلار امريکا هست اما اين موسسه هه (خصوصي هم هست!) کتاب ها رُ از انگليس مياره و به پوند حساب مي کنه.. جالب تر از همه اين که قيمتِ به پند هيچ جا نيست! يعني طرف هر چي بخواد ميگه؟!؟! البته خُب قبول که سوبسيد داره اما عمل شون خيلي روراست و شفاف نيست..
امروز ظهر خوابيدم (و کلاس هم نرفتم!) ..خوابم برد! (جلو TV) ديگه دارم عادت مي کنم به خوابيدن جلو تلويزيون يا پاي کامپيوتر و غيره.. عصر ساعتِ 6:30 يه نفر زنگ زد و گفته بوده من فلان جا هستم، ادنا بياد.. من هم 6:35 از خونه زدم بيرون و تو راهِ برگشتن هم رفتم همين نمايشگاهه! حداقل ش اين بود که کتاب هاي کامپيوتري ش خيلي خوشگل بودن.. و کتاب هاي هنري؛ هر چند همه ش تموم شده بود! البته فکر کنم دو هقته ي ديگه ، هفته ي پژوهش هست و دوباره اينا نمايشگاه دارن..

امروز حامد رياضي رُ ديدم.. آخرين باري که ديدم ش فکر کنم يک سال پيش بود (يا کم تر) بعد هم فقط شنيدم برگشتن دوباره ايران و داره مي خونه واسه سالِ ديگه.. يه کم با هم حرف زديم و منو به پدرشون معرفي کردن (استادِ بخش ما هستن!) و خلاصه اين جوريا!

الآن ساعت 2:40 دقيقه بامداد! دارم به شب بيدار موندن (و عصر خوابيدن) عادت مي کنم دوباره..
راستي يه خبر! Finding Nemo يا همون پيدا کردنِ نمو بود؟ که چند وقت پيش تو تالار خوارزمي گذاشتن (و من نرفتم!) در اولين روز پخش DVDش رکورد شکست! 8 ميليون نسخه دي وي دي !! رکورد قبلي مالِ مرد عنکبوتي (spider man) بود با 6 ميليون نسخه! پيدا کردنِ نمو فيلم انيميشني هست که استوديو ي والت ديزني تهيه ش کرده و احتمالاً جايزه ي امسالِ اسکار بهترين فيلم کارتوني رُ هم مي گيره به زودي..
راستي <اونايي> که فيلم Kill Bill رُ ديدن مصاحبه با تارانتيو رُ بخونن..!!

سوال اينه: چه گونه مي تونيم لحظه ي دقيق پايانِ شب و شروع روز رُ بفهميم؟
جواب: وقتي که غريبه اي نزديک ميشه و فکر مي کنيم برادرمونه؛ اين لحظه ست که شب به پايان مي رسه و روز آغاز ميشه.. [عکس]

اي خداوند بزرگ به من کمک کن که هر وقت خواستم درباره راه رفتن کسي قضاوت کنم قدري با کفشهاي او راه بروم.. ( سکوت)
از وبلاگِ يک قطره از دريا: تولدت مبارک ! با انواع موزيکها ، اسپيکرها را روشن کنيد و موزيکها را به دلخواه تغيير دهيد !!
* دوستاي کانادايي تون رُ اين جا پيدا کنين!
* تحقيقي در موردِ کاربرهاي زن..
* خيلي باحاله ! حتماً ببينين ش ؛ تغيير رنگِ مو !!!

از اين شبيه ساز ها اگر خوشتان مي آيد دراين صفحه Simulation and Modeling يک ليست خوب ازشان هست ، همين شبيه سازهايي مثل شبيه ساز خاک . بعضي ها توضيحات مدل رياضي اشان را هم داده اند که بيشتر از خود برنامه ها جالب است (از وبلاگِ raincoat)

شنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۲

از ما اگه بتي شکست، بتاي ديگه جاش نشست..
يا يه همچين چيزي! اينو رو وايت برد نوشته بودن و خُب هر روز مي خونيم ش! يا يه شعر ديگه که اون هم از داريوش بود و يا جمله ي مشهور دلخوش به فانوس م نکن، اينجا مگر خورشيد نيست؟ و جمله هاي ديگه.. تخته هاي کلاس ها هميشه از اين چيزا روش نوشته شده.. (من اصولاً از داريوش خيلي خوشم نمياد.. به جز اون کاستِ گلِ بيتا (و خصوصاً آهنگِ هنوزم تو شب هات اگه ماه رُ داري.. من اون ماه رُ دادم به تو يادگاري..) و clipهاي انقلابي ش که تو تيرماه هر سال مي زارن تو سايت ها آهنگِ ديگه اي ازش نشنيدم.. البته همه ي آلبوم هاش رُ دارم..)

يه لينک خيلي توپ ! حتماً ببينين ش!! (مرسي از حميد عزيز)

مودم رُ فردا چک مي کنم، باشه؟ باور کن از همون روز (يک ماه ميشه؟) گذاشتم ش کنار pc و حتا فايل هاي نصب ش هم رو desktop ـه اما وقت نکردم حتا درِ Case رُ باز کنم.. ديروز بود cpuم مشکل داشت و چند بار سيستم قطع شد، من هم خاموش کردم و شب که روشن کردم خودش درست شده بود.. اما فردا نصب ش مي کنم، حتماً !

امروز خيلي خسته م. از صبح که رفتم بيرون فقط ساعتِ 1 ظهر خونه بودم که ناهار خوردم و دوباره 1:30 رفتم دانشگاه و عصر هم که اومدم، يه 40 دقيقه اي وقت داشتم؛ يه کم فيلم نگاه کردم و دوش گرفتم و بعد هم مهموني تا 12 شب.. الآن هم 1 و نيم هست. فکر کنم تا صبح بيدارم.. ديشب هم درست نخوابيدم..
جديداً يه جور بدي شدم.. يه کسي که نزديک ترين م بود، حالا کمترين جمله ها و off lineهاش هم واسه م آزاردهنده ست.. نمي دونم اما فکر مي کنم خيلي حرف هاي نگفته هست که ديگه نمي ذاره همه چيز مثلِ قبل باشه.. يا شايدم هم من عوض شدم، يا تو.

امروز صبح داشتم مي رفتم دانشگاه که آقاي بديع رُ ديدم و خلاصه با ايشون رفتم.. تا به حال دو دفعه ست که دوستم رُ قال (غال؟) مي ذارم! يه دفعه ديگه هم خانوم ---- (من هنوز اسم ايشون رُ نمي دونم!) منو رسوندن :| البته از جهتي کيف داره نخواي با سرويس بري! کلاس هاي عمومي هم اکثراً يکي دو نفر رُ مي بينم که ماشين داشته باشن (از بچه ها)

تا الآن با کساني که برخورد داشتيم، دو نفر هستن که خيلي خشک و جدي هستن و اصلاً هيچ کس رُ تحويل نمي گيرن چه برسه بخوان جواب بدن.. يکي شون که اِنقدر با من رله شده هر دفعه منو مي بينه کلي احوالپرسي که خوبي؟ کلاس ها خوبه؟ و غيره.. يکي ديگه هم امروز (با يه حالت خاصي) پرسيد تو فلان روز دادگاهِ چي داشتي؟ گفتم واسه معافي سربازي و يه کم با هم صحبت کرديم.. بعد پرسيدن: برخوردِ اين جور آدما هم معمولاً خيلي درست نيست، نه؟ گفتم اصلاً
يه چيز جالب.. من اصولاً هيچ آدمي رُ قبول ندارم و دو تا مشخصه که اگه دانشگاه نداشت تا الآن انصراف داده بودم اينه: اول صميميت! من اصلاً از تريپ استادهاي مهندسي (رسمي و جدي) خوشم نمياد! دوم اون کلاس و ادب و برخورد محترمانه که باز هم فکر کنم بخش ما از همه جا وضع ش بهتره.. البته دختراش خيلي بدن! ديگه شورش رُ درآوردن :( شديداً ما پسرا تو اقليت هستيم.. همه ش دخترا! آخه هر چيزي هم حدي داره..!!

quiz امروز هم خوب بود.. فکر کنم خوب بشم! (سوال آخر رُ شک دارم.. فقط همين!) ديشب ساعتِ چند بود؟ 2 يا 3 صبح فکر کنم که نور کوچولو آنلاين شد پرسيد مگه فردا کلاس نداري؟ گفتم تازه کوئيز هم دارم!! و البته کلي هم بعدش بيدار بودم..

يه چيزي هست که نه ميشه فراموش ش کرد و نه ميشه انکارش کرد.. دردي ست غير مردن، کان را دوا نباشد..! شما جاي من بودين چه کار مي کردين؟ نه هست نه نيست! اما هم هست هم نيست :( يادش به خير يه ايميل بود يکي دو سال پيش (از اين فورواردي ها) که عکس انيشتين رُ کشيده بود رو به روي يه تخته سياه پر از فرمول و مي گفت: But I can't understand women

يه شوي (کليپ) خيلي خوشگل امروز ديدم (تو همون 40 دقيقه اي که عصر اومدم خونه).. آهنگِ شيرشاه.. از التون جان.. خيلي حال داد ! لطفاً حداقل يه بار lyricش رُ بخونين.. خيلي ساده ست textش..

Elton John
Title: Can You Feel The Love Tonight
Album: Lion King

GThere's a calm surrender
To the rush of day
When the heat of the rolling world
Can be turned away
An enchanted moment
And it sees me through
It's enough for this restless warrior
Just to be with you

: Chorus ..
?And can you feel the love tonight
It is where we are
It's enough for this wide-eyed wanderer
That we got this far
And can you feel the love tonight
?How it's laid to rest
It's enough to make kings and vagabonds
Believe the very best

There's a time for everyone
If they only learn
That the twisting kaleidoscope
Moves us all in turn
There's a rhyme and reason
To the wild outdoors
When the heart of this star-crossed voyager
Beats in time with yours

[Chorus]

It's enough to make kings and vagabonds
Believe the very best



امشب خيلي خسته هستم.. همه ي ايميل ها رُ خوندم اما لطفاً جواب ش باشه واسه فردا يا پس فردا.. شديداً مشکل وقت دارم.. راستي احتمالاً تا چند روز ديگه دات کامي ميشم..

جمعه، آبان ۱۶، ۱۳۸۲

تو مسافري روان کن، سفري بر آسمان کن
تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهايي
..

چه قدر امروز بده ! با اين که ظهر خوابيدم و مثلاً خيلي زود روز تموم شد اما اصلاً حوصله ش رُ ندارم.. حتا حوصله ي خوندن واسه امتحان فردا رُ هم ندارم :| امروز از اون «جمعه» هاي بد هست. جمعه هاي تنها. جمعه هاي تنهايي..

اين حالِ منِ بي توست.. بغض غزلي بي لب.. افتاده ترين خورشيد.. زير سم اسب شب.. اين حالِ منِ بي توست.. دلداده تر از فرهاد.. شوريده تر از مجنون.. حسرت به دلي، در باد..


دو استادِ هندي عشق را چُنين تعريف مي کنند؛
Osho: عشق ورزيدن به معناي واقعي کلمه، تجربه اي شاهانه است. چون همچون يک امپراتور رفتار مي کنيد. تمناي عشق تجربه اي گدايانه است؛ هرگز يک گدا نباشيد، همواره يک امپراتور باشيد..
Nisargadatta Maharaj: رنج از آرزو مي آيد. و احساس يگانگي هرگز نمي تواند سرکوب گردد - آن چه سرکوب مي شود آرزوي بازشناختن است. اين آرزو نيز همانند هر چيز کاملاً ذهني، يک نيرنگ است..
متن زير بر ديواري بر ديواري در شهر بوينس آيرس نوشته شده و توسط فابيانا ريبولدي مورد تفسير قرار گرفته است: اگر کسي را دوست داريد آزادش بگذاريد؛ اگر به سوي شما بازگشت، به خاطر آن است که چُنين بايسته بوده است. اگر بازنگشت، به خاطر آن است که چُنين بايسته بوده است.. [عکس]

نفس عميق؛ يه فيلمي که کلي تبليغ ضد و نقيض ازش شنيدم.. البته پوسترش رُ رو به رو دانشگاه زدن واسه همين هر روز يادش مي افتاديم و حرف و غيره.. يه سري گفتن آشغاله يه سري گفتن عاليه! در هر حال من نرفتم (البته خلاصه فيلم و عکس و نقدش رُ تو سينما خوندم و ديدم) در هر حال دو تا لينک از احسان؛ وبلاگِ رسمي فيلم نفس عميق و گالري عکس !

پ.ن. ديروز تولدِ پيام (وبلاگِ چرنديات - همسر پينکفلويديس) بوده.

پ.پ.ن. معرفي سايتِ ايران ويج براي برنامه نويسي و برنامه هاي open source و آموزش و چيزاي اين جوري! (هر چند اکثرش در موردِ هک و ID ياهو و ايناست البته!)
مي خوام هاست بخرم :)

من لينک اين msg رُ براي 4 نفر فرستادم.. و خُب مسلماً فقط از يه جا مي خوام هاست بگيرم. فکر نکنم بازاريابي بين 3 تا رقيب خيلي سخت باشه، در هر حال لطف کنين نوشته ي منو بخونين و توضيح تون رُ واسه م ايميل کنين.
فکر نکنم لازم باشه متذکر بشم که انتخاب من به بازاريابي شما و خدمات تون بستگي داره پس هر چيزي که فکر مي کنين لازمه رُ لطفاً بگين. نگفتنِ جزييات به معني نداشتنِ اون سرويس تلقي ميشه..

يه چند تا چيز که ترجيح ميدم اين جوري باشه:
1- وظيفه ي backup به عهده ي server هست و در ازاي گم شدن تمام يا قسمتي از فايل ها و data ها سرور بايد مسئول باشه .
2- لغو يک طرفه ي قرارداد از طرف شما فقط با دلايل ذکر شده در قرارداد خواهد بود. مسئوليتِ نوشته هاي سايت به عهده ي خريدار هست پس در هر موردي بخواد مي نويسه (اون مفادي که ميگه در صورتي که خلاف قوانين جمهوري اسلامي ايران يا آموزش هک يا مطالب سياسي و غيراخلاقي و سکس و غيره باشه، قرارداد يک طرفه لغو ميشه نبايد باشه!)
3- سرويس Email Forwarding به اين صورت که بشه ايميل هاي سرور رُ به جاهاي ديگه (ياهو، هات ميل) تغيير مسير داد.
4- ترجيحاً سرويس Auto Responder
5- سرور unix و لينوکس (توضيح ش با خودتون)
6- مقدار فضايي که مي خوام فعلاً 10 mb هست و البته domain هم ندارم.. جالبه که از شما 4 نفر، قيمت دومين رُ يکي 7500 و يکي 8000 و يکي 10000 و حاجاقا هم که قيمت نگفت.. چه قدر اختلاف، نه؟
7- مسلمه که قيمت مهمه.. پس دقيق! plz بگين که هزينه ي نصب نرم افزار و اين چيزا نداره!!
8- مطمئن نيستم اما احتمالاً MT مي خوام. اگه سرور داره که هيچ، اگه نه plz بگين قابليت نصب داره (يا نه؟) و چه قدر هزينه ش ميشه (zoheir از اين توضيح معافه ديگه!)
9- خريدار (کاربر.. من!) امکان قطع سرويس رُ در هر زماني دارم. حالا با ايميل يا تلفن يا هر چيز ديگه!
10- مهم تر از همه پشتيباني هست! مثلاً حاجاقا نوشته اگه بيخود و بي دليل سايت در دسترس نبود، 7 برابر مدت زمان ش رُ به اجاره اضافه مي کنيم.. و در کل فکر مي کنم هميشه بايد يه نفر باشه که بشه باهاش در مواردي مشورت کرد (حالا ساپورت يا هرچيز ديگه که اسم ش باشه)
11- و مهم ترين قسمت ! plz بگين کيا از هاست شما استفاده مي کننن.. دوست دارم قبل ش از مشتري هاتون چندتا سوال کنم، او کي؟
12- البته اينا فقط option بود، من هم نمي خوام همه ي اينا با هم باشه! حالا يه جور با هم کنار ميايم..
و در آخر هم "هر گونه تغيير در تعهد نامه بايد اطلاع داده بشه و از اين چيزا و plz اينو اضافه مي کنم که قبل از اتمام اعتبار بايد 798 بار بهم اطلاع بدين چون خيلي حافظه م بد شده"

يه توضيح هم لازم دارم.. در مورد فايل هاي سيستم و logها.. تقريباً در يک سال چه قدر فضا اشغال ميکنه، اصلاً اين logها چي هست؟ چرا نميشه deleteشون کرد و غيره..

پنجشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۲

بالاخره خبرش رُ پيدا کردم: محكوميت سعيد نياكوثري در شيراز
واحد مركزي خبر، ايسنا: در پي شكايت مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي فارس از يك آهنگساز شيرازي، سعيد نياكوثري به هفتاد ضربه شلاق تعزيري محكوم شد. پرونده‌ي شكايت سعيد نياكوثري، مدير كانون فرهنگي صبا و نوازنده سنتور، از اداره كل ارشاد فارس مبني بر دستور انحلال كانون فوق و شكايت آن اداره از نامبرده دائر بر نشر اكاذيب در شعبه بيست و چهار دادگاه عمومي شيراز بررسي شد و با بلاوجه تلقي شدن شكايت اين آهنگساز و با توجه به محتويات پرونده و مطالعه مصاحبه‌هاي مندرج در روزنامه هاي مختلف و اظهارات متهم نزد مراجع انتظامي، نياكوثري به هفتاد ضربه شلاق تعزيري محكوم و همچنين حكم تعطيلي موقت آموزشگاه موسيقي ياد شده نيز صادر شد. همچنين در حكم صادره آمده است كه محكوميت صادر شده تحت شرايطي به مدت دو سال تعليق و امكان لغو حكم تعليقي نيز وجود دارد كه در اين صورت مجازات معلق به موقع اجرا گذارده خواهد شد. سعيد نياكوثري كه برنده جايزه سوم جشنواره ولز انگلستان است، درخصوص حكم صادره از سوي شعبه بيست و چهار دادگاه عمومي شيراز گفت: هنوز حكم به دست من نرسيده ولي هر حكمي كه از سوي قوه قضاييه و دادگاه صادر شود، مي پذيرم. نياكوثري با بيان اينكه مديركل ارشاد فارس در دادگاه ادعا كرده است كه من در شب ارتحال امام (ره) ساز مي زده ام، تصريح كرد: وي بايد اين ادعاي خود را ثابت كند كه از نظر من كذب محض است.. پانزده مهر 82

پ.ن. عکسِ خودش و اين هم فکر کنم خانوم شون (دومي سمتِ راست) .. همه ي عکس ها